نوشته‌ها

تحلیل زبان بدن پزشکیان و ثابتی

تحلیل زبان بدن: از حالت انقلابی پزشکیان تا حالت بازجویانه‌ی ثابتی

بابک مجیدی، انصاف نیوز: محسن عبدالهیان متخصص زبان بدن درباره زبان بدن پزشکیان و امیرحسین ثابتی در برنامه‌ی جهان آرا می‌گوید مسعود پزشکیان کاملا آگاه نسبت به برنامه و حالت تهاجمی مجری رفتار کرد ولی از رفتار کنترل شده او سورپرایز شد چون احتمال حملات تند و هجومی‌تر را می‌داد.

در عین حال رفتار او مثل یک انقلابی عاقلانه بود و مثل مجری برنامه یک انقلابی متعصبانه و کورکورانه نبود. او همچنین می‌گوید حالت رفتار ثابتی به گونه‌ای است که در موقع طرح سوالات شبیه به بازجوها رفتار می‌کند و حالت نفرت در او وجود داشت. اما پزشکیان رفتاری از خود نشان داد که گویی کاملا از خودش اطمینان کامل دارد.

تحلیل زبان بدن

در روزهای گذشته مسعود پزشکیان وزیر سابق بهداشت دولت اصلاحات و همچنین نماینده ادوار مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی با برنامه‌ی جهان آرا با اجرای امیرحسین ثابتی به گفتگو نشست.

انصاف نیوز بعد از انجام این گفت‌وگو به سراغ محسن عبدالهیان متخصص تحلیل رفتاری زبان بدن و صورت رفته است تا زبان بدن مسعود پزشکیان به همراه امیرحسین ثابتی را تحلیل کند. خلاصه این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

تحلیل شما از گفت‌وگوی آقای پزشکیان در برنامه ی جهان آرا چیست و زبان بدن ایشان را شما چطور تحلیل می کنید؟

در وهله اول باید عرض کنم، اگر ما فقط زبان بدن آقای پزشکیان را تحلیل کنیم، شاید خیلی اتفاق خاصی نیافتد. مجری برنامه جهان آرا، چون به نوعی گرایش خاص سفت و سخت دارد، این تعصب در او هست. من به بد و خوب آن کاری ندارم. به هر حال برنامه یک تعصبی بر روی گرایش خود دارد و چون مجری هم کارشناس و هم مجری هستند، متقابلا باید کنش و واکنش با آقای پزشکیان را با هم بررسی کنیم.

تحلیل زبان بدنچیزی که من می‌بینم این است که به نظرم این نشست اتفاق جالب توجهی بود و در مصاحبه‌ای که انجام شد، اولین مورد این بود که هردو نفر داشتند چیزی را پنهان می‌کردند (دست‌های گره شده آقای پزشکیان و یک دست گاهی پنهان مجری یکی از مشخصه‌های این پنهان‌کاری بود).

آن هم برنامه‌ریزی بود که از قبل برای این برنامه انجام شده بود. یعنی به نوعی هر دو یعنی آقای پزشکیان و امیرحسین ثابتی مجری برنامه می‌دانستند که دارند برای یک دلیل خاص این برنامه را اجرا می‌کنند. و به نظرم  این هم به یک نیت خیر و آن به نوعی خیز برداشتن برای تهییج مردم برای انتخابات بود. این نیت، در همه‌ی دنیا یک امر طبیعی است.

من دیدم آقای پزشکیان در بخش‌هایی به درماندگی می‌رسیدند. البته این درماندگی واژه‌ای است که در بحث زبان صورت و بدن از آن استفاده می‌کنیم و به آن معنا نیست که فرد واقعا درمانده شده است. حرکتی که سر روی دست گرفته می‌شود یعنی وزن سر روی دست می‌افتد و یا سر بین دست‌ها گرفته می‌شود، به این حرکت درماندگی می‌گوییم.

تحلیل زبان بدناین جا جایی است که ممکن است طرف خسته باشد. حتی چون مسائلی را انقدر می‌داند که حالا بخواهد توضیح دهد، خیلی طول می‌کشد و جایی برای گفتن نیست، به همین دلایل ممکن است این حالت‌ها پیش بیاید.

از این موضوع من می‌خواهم یک نتیجه بگیرم. این نتیجه نشان می‌داد آقای پزشکیان شاید خیلی تمایل به بحث انتخابات و ورود به این مقوله را نداشت، اما برای مصلحت نظام، کشور و انتخابات قبول کرد به این عرصه در این برهه ورود کرده و برای آن تلاش کند.

این برداشتی است که من از رفتار آقای پزشکیان کردم. اما نه اینکه بگویم ایشان اصلا نمی‌خواست در این نشسست حضور داشته باشد. آقای پزشکیان خیلی حرف برای گفتن داشت. خوشبختانه حرف‌هایش را با صراحت گفت، مجری هم خیلی خوب استقبال کرد و خیلی هم خوب دم به دم آقای پزشکیان داد که این بحث ادامه پیدا کند.

عملا می‌توانم بگویم این مصاحبه شوی تبلیغاتی خیلی خوبی برای انتخابات بود. واقعا تحریک کننده و تهییج کننده بود. خیلی از مسائلی که خیلی‌ها را می‌توانست به این نتیجه برساند که من نمی‌خواهم رای بدهم، این برنامه می‌توانست هدفی که داشتند را به نتیجه برساند، خیلی تحت تاثیر قرار بگیرند که بیایند دوباره در گود انتخابات وارد شوند.

از نظر شما در این مصاحبه، زبان بدن آقای پزشکیان در چه سطحی است؟ شما چه نمره‌ای به ایشان می‌دهید؟

من نمره عالی نمی‌توانم به ایشان بدهم. به خاطر همان حرکات درماندگی که مشخص بود. امیدوارم شما تعریف آن را متوجه شده باشید و این تعریف بیاید. یک وقت قصد جسارت به کسی نیست. این واژه‌ی قشنگی نیست اما اصطلاح است.

با توجه به استفاده از آن‌ها نمی‌توانیم بگوییم زبان بدن پرفکت و عالی و بی نقص بود. به عنوان کسی که این همه سال در زمینه‌ی سیاسی و دیپلماسی تجربه دارد، یک مقدار خسته بودن ایشان را می‌رساند و این مسئله را به عنوان یک نقطه ضعف در زبان بدن می‌توانیم ببینیم. اما به نظر من آقای پزشکیان به طور کلی خوب ظاهر شدند.

از کدام بخش‌های این مصاحبه لذت بردید؟ کدام رفتار زبان بدن آقای پزشکیان شما را تحت تاثیر قرار داد؟

در جاهایی آقای پزشکیان با اینکه بر روی صورتشان ماسک داشتند اما در موضوعی ندیدم روی آنچه که تاکید داشتند هیچوقت با نفرت صحبت کنند. ایشان وقتی تاکید می‌کردند فقط با خشم صحبت می‌کردند.

رابطه‌ی بین تاکید و خشم این است که خشم یعنی اراده‌ی انسان. وقتی خشم را در انقباض عضلات و بدن می‌بینیم که در دست ایشان زیاد و در چهره‌شان هم با اینکه ماسک داشتند دیده می‌شد، یعنی اراده و جدیتشان روی موضوعی بدون تعصب، یعنی عاقلانه و معقول فکر کردن و سازنده دنبال موضوعی بودن است.

ایشان خیلی کمتر گارد گرفتند و این خیلی رفتار حرفه‌ای بود. ما دوبار دیدیم که ایشان دست به سینه شود و گارد بگیرد. حتی یک جایی عقب نشینی هم می‌کردند که ما به این «عقب نشینی معنادار» می‌گوییم. یعنی عقب نشینی که همراه با دست به سینه نشستن باشد، ربطی به موضوعی نداشت که بخواهند آن را پنهان کنند.

مشخص است که در این مدت ایشان اراده ای بر روی تفکرات خودشان داشتند و با همان اراده کارش را انجام داده است. درست، اشتباه یا هرچه که بود، حد توان فکری ایشان همین بود و هرکسی هم همین است.

من کارشناس سیاسی نیستم که بگویم ایشان کارش خوب یا بد بوده است. فقط این را می‌توانم بفهمم کاری را که انجام داده بدون تعصب بوده و الان هم خیلی محکم و بااراده درباره‌ی آن حرف می‌زند و این یعنی سلامت فکری درباره‌ی کسی که کار خودش را انجام داده است.

در چهره‌ی مجری یک جاهایی نفرت را دیدیم. این نفرت یعنی تعصب. وقتی پای تعصب وسط می‌آید، عملا منطق باید دست و پایش را جمع کند و خیلی جاها آن کسی که تعصب نشان می‌دهد باید دنباله‌روی کند.

کسی که تعصب دارد یعنی در یکسری جاها یکسری چیزها را نمی‌داند اما چون افراد دیگری می‌گویند پس اوکی است. آقای پزشکیان این را نداشت. مجری هم البته حق داشت. بالاخره ایشان خیلی جوان هستند و تجربه‌ی آقای پزشکیان در این زمینه خیلی بیشتر است.

به نظرم آقای پزشکیان این برتری را داشت که هر صحبتی کرد اراده نشان داد. تعصب و کورنگری نشان نداد. حتی جایی که از ایشان سوال شد «شما انقلاب را اول انقلاب قبول داشتید که شاه باید برود یا نه»، ایشان وقتی به این مسئله پاسخ داد خیلی انقلابی و بعنوان یک انقلابی منطقی جواب داد نه یک انقلابی با دیدگاه‌های کورکورانه‌ی متعصب‌گونه.

وقتی ما می‌دیدیم مجری درباره‌ی یکسری موارد صحبت می‌کرد، در چهره‌ی ایشان تمسخر و نفرت می‌آمد. این‌ها مسائلی، درباره یک مسئله‌ی متعصب‌گونه است. صرفا از یک آدم جوان و خام می‌شود این‌ موارد را دید. البته الحق مجری هم واقعا خیلی خوب عمل کرد.

در بخش‌هایی از این مصاحبه، من چهره‌ی خبرنگار را می‌دیدم که موقعی که سوال می‌کند، سرشان پائین است و دارند به کاغذ‌ها نگاه می‌کنند. این را شما چطور تحلیل می‌کنید؟

این زبان بدن از بالا نگاه کردن است و دو معنا می‌تواند داشته باشد؛ یکی رو برگرداندن است. یک وقت‌هایی به بهانه‌ی نگاه کردن به کاغذها رو برگرداند.

ما وقتی روبرگرداندن را نشان می‌دهیم، یعنی حرف‌های طرف مقابل‌مان یا حرف‌های خودمان یا هردو را اصلا قبول نداریم. دوم اینکه وقتی که  مجری برنامه به کاغذها نگاه می‌کرد خیلی دنبال اعداد و ارقامی که از قبل نوشته بود، دنبال آن‌ها می‌گشت تا بتواند چیزهایی را که به عنوان موارد پرسشگری یا زیر سوال بردن آقای پزشکیان و اصلاح طلب‌ها را داشت نگاه کند و خیلی نگران بود که آن‌ها را از دست ندهد.

تحلیل زبان بدن

اما در یک جایی من دیدم کاملا از بالا برخورد کردند و این توهین آمیز است. وقتی کسی در جای مجری می‌نشیند، این رفتار توهین آمیز می‌شود. خیلی از زاویه‌ی بالا با آقای پزشکیان برخورد کرد و در جایی که من دیدم و حرفی که خودشان می‌زدند را هم قبول نداشتند و رو برگرداندند و به کاغذها نگاه کردند.

همان طور که عرض کردم، این دقیقا نشان می‌دهد که مجری از قبل دارد جهت‌دار صحبت می‌کند. فکر نمی‌کنم از اصولگرایان این چیز عجیبی باشد. چون اصولگرایان همیشه خیلی متعصب‌گونه و جهت‌دار صحبت می‌کنند.

در بخش‌هایی از مصاحبه راجع به این موضوع صحبت می‌کردند که «من مخالف استیضاح رئیس جمهور و وزیر هستم». این  صحبت‌ها از جانب یک نماینده مجلس است که خودشان هم قبلا وزیر بودند. در این بخش زبان بدن ایشان را چطور تحلیل می‌کنید؟

چه سوال خوبی کردید. کاملا یک پنهان‌کاری بزرگ پشت آن بود. اما از چه جنسی؟ ما یک نوع فریبکاری داریم که به آن فریبکاری غرور آمیز می‌گوییم. این نوع فریبکاری زمانی انجام می‌شود که فردی نه برای خود که برای مصلحت جامعه‌ای یا تعداد افرادی یا یک نفر دیگر، می‌آید به پنهان‌کاری و یا حتی دروغگویی دست می‌زند.

به نظر من آقای پزشکیان در اینجا داشت چیزی را پنهان می‌کرد. آن موضوعی که داشت پنهان می‌کرد این بود، اگر بخواهد با جایگاهی که به لحاظ سیاسی دارند درباره‌ی آن صحبت کند، مشکلی برایش پیش می‌آید و یا این صحبت‌ها اصلا صلاح نیست که گفته شود.

یعنی شما می‌گویید یک پنهان‌کاری قصدی بود؟

باید طور دیگری سوال را مطرح کنیم. این پنهان کاری که خدمتتان عرض می‌کنم از این جهت بود که بله قصدی در آن وجود داشت. اما این قصد به این جهت نبود که بخواهند کسی را گول بزنند یا بخواهند دروغ بگویند. بالاخره ایشان در مسائل سیاسی کشور دخیل هستند.

دلیلی ندارد مسائل سیاسی کشور را همه‌ی مردم بدانند و در یک رسانه درباره‌ی آن صحبت شود. بعضی از موضوع‌ها هست، اگر کسی بخواهد توضیح دهد باید ۴۰ سال را توضیح دهد و حداقل ۴۰ ساعت برنامه نیاز دارد.

منظور من این است، ایشان چیزهایی را در این مورد نگفتند. یک مسائلی بود که صلاح ندیدند بگویند. نه اینکه بخواهند مجری را گول بزنند و مثلا مجری را ساکت کنند یا مردم را گول بزنند. حس می‌کنم خودشان معذب بودند و این معذب بودن در کلامشان هم جاری بود. بارها هم گفتند و به آن اشاره کردند و آن لحظه در رفتارشان کاملا دیده می‌شد.

همین بود که مجری هم درک کرد. دقیقه‌ی ۲۹ مجری زبان بدنش را باخت اما بعد خود را جمع و جور کرد و دوباره از طریق اطلاعات آماری که به ایشان داده می‌شد توانست تقابل کند.

نقاط قوت مجری در مقابل آقای پزشکیان چه بوده است؟

نقاط قوت مجری این بود که کمترین حرکات را نشان می‌داد. یعنی به عنوان یک مجری هیجانات ایشان خیلی درونی‌تر بود. البته برای من نه، برای انظار عمومی. من کارم این است که ریزترین حرکات چهره و بدن را تحلیل کنم و برای من حرکاتشان خیلی درشت بود اما به عنوان یک مجری جناحی متاثر، حرکات و کنترلشان خوب بود.

نکته دیگر اینکه خیلی صادقانه به دنبال صلاح مملکت بودند. این را در رفتارشان می‌فهمیدیم. جایی که ناامید می‌شد به خاطر این نبود که بخواهد به کسی صدمه‌ای بزند. یعنی از دید خودشان خیلی خیرخواهانه داشتند برای صلاح مملکت تلاش می‌کردند و این در حرکات، رفتار، حرف‌هایشان مشخص بود و هنوز آنقدر آدم سیاستمدار پیچیده‌ای نبودند.

موضوع دیگری در پایان است؟

موضوعی که آقای پزشکیان خیلی به آن اعتقاد داشتند این بود که گفتند من برنامه‌ای داشتم که همه‌ی مردم تحت پوشش آن برنامه رفاهی قرار بگیرند. به این خیلی اعتقاد داشتند، راست می‌گفتند و در این موضوع هم خیلی خشمگین شدند. انگار واقعا نگذاشتند این اتفاق رقم بخورد.

مورد دیگر که ما می‌توانیم در فشار متعصب گونه از سمت مجری و گروه حزبی ایشان ببینیم، آقای ثابتی گفتند حرف‌هایمان به هم نزدیک می‌شود و داریم یکی می‌شویم، انگار با این حرف دارند به زور به خورد آقای پزشکیان یا جامعه می‌دادند، که هرجا حرف‌هایمان با شما یکی شود یعنی حرفی را که ما می‌گوییم شما هم بزنید، درست است وگرنه مسیر اشتباه است. این کاملا در رفتارشان واضح بود و اصلا نیازی به زبان بدن نبود که بعدا در دقیقه ۳۰:۲۸ هم به ناامیدی رسیدند.

یک موضوع دیگر از آقای پزشکیان در پاسخ به این سوال که مجری پرسید آیا فکر می‌کنید آمریکا تحریم ها را لغو می‌کند؟ آقای پزشکیان گفتند نمی‌دانم و طوری پاسخ دادند که انگار اصلا با این موضوع و مباحث مربوط به آن درگیر نیستند و هیچ حدس و گمانی ندارند. قسمت اول حقیقی بود که نمی‌دانستند اما قسمت دوم را پنهان کردند و علت آن، اضطراب شدید نسبت به این موضوع و نشدن آن بود.

دست‌های مردّد ایشان در زیر میز با گردن و سر ایشان که متمایل به یک سمت است نشان از امید روی خط مرز ایشان به این موضوع می‌دهد و اینکه برایشان اهمیت بسیار بسیار زیادی است.

متن کامل این تحلیل در تاریخ 14 اسفند ۱۳۹۹ در وب‌سایت انصاف‌نیوز منتشر گردیده است.

لینک مقاله تحلیلی

بررسی زبان بدن سیاستمداران – بخش 2

بررسی زبان بدن سیاستمداران: از حالت مانیایی احمدی‌نژاد تا خشکی روحانی

زبان صورت

تفاوت آقای احمدی‌نژاد و آقای روحانی را در چه می‌بینید؟ آیا تفاوتی دارند یا شبیه به یکدیگرند؟

در وهله اول باید یادآوری کنم که انسان‌ها دچار تغییر می‌شوند. در گذر زمان دچار تغییر می‌شوند و گذشت آن زمانی که آدم‌ها تغییر نمی‌کردند. مثلا در گذشته یکسری آدم‌ها را می دیدیم که نظامی بوده و همان سیستم نظامی را در خانه هم داشته و الان هم دارد و تکان نمی‌خورد. منظور مقایسه رفتار امروز آقای احمدی نژاد و روحانی است، یا دوره ریاست جمهوری؟

دوره ریاست جمهوری این دو نفر.

از لحاظ رفتارشناسی و نه تصمیمات سیاسی، آقای روحانی حداقل رفتار پخته‌تری نسبت به آقای احمدی‌نژاد  داشته است. آقای روحانی ظاهر را بهتر حفظ کرده است. البته این ۴۰ سال حضور آقای روحانی در مجامع سیاسی این چنینی در موقعیت‌هایی مثل شورای عالی امنیت ملی، یک بحث دیگری است.

شاید آقای احمدی‌نژاد هم بوده، اما تا آنجا که می‌دانم رزومه‌ی او از نظر میزان حضور در پست‌های رده بالای سیاسی اصلا با آقای روحانی قابل مقایسه نیست. آقای احمدی نژاد در رده‌ی یک مدیرعامل، می‌تواند بسیار مدیرعامل خوبی باشد. می‌تواند تلاش کند، بنشیند و گاهی اوقات با کارگران چای و غذا بخورد که بسیار کار خوبی است. اما فقط باید به یک نفر که رئیس باشد جواب پس دهد.

اگر بخواهد با کسانی که از لحاظ پرستیژ و دانش روز، بالاتر از آن شخص باشد، وارد مذاکره شود، این توانایی را اصلا نداشته و هنوز هم ندارد. آقای احمدی‌نژاد یکسری مفاهیم را باهم قاطی کرد، بعد آمد آن‌ها را طور دیگری برای ریاست جمهوری استفاده کند که کاملا غیرممکن بود و نتیجه‌اش را هم دیدیم.

اگر امروز دلار ۳۰ هزار تومان است، فقط آقای روحانی را مقصر نمی‌دانم. این مسئله از ۸ سال پیش استارت نخورد بلکه ۱۶ یا ۲۰ سال است که دارد زمینه چینی می‌شود. از اول دوره‌ی دوم آقای خاتمی تا امروز، تلاش می‌شود تا این دلار ۳۰ هزار تومان شود. تلاش می‌شود تا ما پائین‌تر و پائین‌تر برویم. آقای احمدی‌نژاد ضربه‌ی خیلی سنگینی هم به مملکت ما زد. من نمی‌گویم ایشان آدم بدی است. یکسری توانایی‌ها نیاز است که ایشان ندارد.

مگر من توانایی دارم که رئیس جمهور شوم؟ به هیچ عنوان این توانایی را ندارم. من قصد توهین و جسارت به کسی را ندارم. بماند که من درکل دل خوشی از دوران آقای احمدی نژاد ندارم. و هیچ وقت ایشان را مخصوصا در جمله‌ی خس و خاشاک نمی‌بخشم.

احمدی نژاداما مسئله این است که آقای احمدی‌نژاد می‌تواند یک مدیرعامل خوب برای یک مجموعه‌ای با ۲۰۰۰ کارگر نه بیشتر از این باشد. آقای احمدی نژاد می‌گفت انقلابی‌ام اما هیئتی است. هیئتی بی ارزش نیست اما با تفکر هیئتی نمی‌توانیم ریاست جمهوری داشته باشیم.

یک مثال برایتان می‌زنم. فرض کنید شما کشور دیگری هستید و من هم کشور دیگری هستم و می‌خواهیم با هم صحبت کنیم. من اگر آن تفکرات هیئتی را داشته باشم فقط می‌توانم یکسری اتفاقات کوچک داخل ممکلتم را مدیریت کنم. اگر با زبان هیئتی بیایم با شما حرف بزنم می‌فهمید که من چه می‌گویم؟ نه. پس راه ارتباطی‌مان قطع می‌شود. انقلابی فرق می‌کند.

فکر می‌کنم یکی از مشکلات ایشان این بود که تفاوت رئیس جمهور هیئتی و انقلابی را نمی‌دانست. بخاطر این رفتار، ایشان به هیچ عنوان تحت اصول و اسلوبی نبود تا بتواند یکسری مسائل را کنترل کند. به همین علت تا ایشان ویدئویی می‌دادند و عکس‌هایی از ایشان بر روی ال‌سی‌دی‌ها می‌آمد، مردم دنیا می خندیدند و این ناراحت کننده بود.

چرا؟

رفتارشان مضحک بود.

این مشکل در رئیس جمهور های ایران وجود دارد که زبان بدنشان انقدر می‌لنگد.

بله. فقط زبان بدن نیست. آقای ظریف یکی از دیپلمات‌های با پرستیژ بالا هستند و سال‌ها در خارج کشور تحصیل کردند و حضور داشتند. در مردمی مثل ما احساسات بسیار غلیان دارد. با همین احساسات به بحث‌های سیاسی می‌رویم و اتفاقاتی را رقم می‌زنیم. با احساساتمان بازی می‌شود. با احساسات افراد سیاسی‌مان که بازی شود، با احساسات کل مردممان بازی شده است.

یک مثال برای شما می‌زنم. شما بروز احساسات آقای ظریف را با رفتارهای رهبری مقایسه کنید. اگر ناراحت، خشمگین و یا خوشحال باشند. همین ۳ رفتار را در نظر بگیرید. این سه مورد را در مورد این دو نفر با هم مقایسه کنید. من دیگر حرفی ندارم.

درکل باید رفتار سیاسی ما متفاوت باشد. بله در جاهایی نیاز داریم تا به عنوان رهبران سیاسی ممکلت، بازیگری کنیم. همه‌ی مردم از صبح تا شب بازیگری می‌کنند اما این بازیگری باید یک مقدار اصولی‌تر و حساب شده‌تر باشد. البته تجربه هم می‌خواهد. آقای بایدن ۷۰ و خورده‌ای سالش است و آمد مثل ترامپ بازیگری کند اما خراب کرد.

به خاطر اینکه ما از ترامپ توقع چنین چیزی را نداشتیم اما از بایدن توقع داشتیم و می‌توانست این را طور دیگری در اولین مناظره نشان دهد. به نظرم بازنده مناظره بایدن بود. یادم می آید در اواسط بحث بیمه، نفس بایدن بند آمد. انگار که کم آورد. این نشان از ضعف است.

در بین رئیس جمهورهایی که از اول تا به امروز آمدند، کدامشان توانستند زبان بدن خوبی داشته باشند؟

آقای خاتمی. به نظر من از زاویه رفتارشناسی آقای خاتمی نسبت به دیگران خوش رفتارتر بوده است. باز هم یادآوری می‌کنم من به سواد سیاسی کاری ندارم. من اینطور فکر می‌کنم که آقای روحانی یکسری الگوها حتی در لباس‌هایشان را از آقای خاتمی برداشته‌اند.

نه رنگ لباس بلکه نوع کات و دراپ لباس. اگر نگاه کنید نوع لباس و آستری که لباس ایشان دارد، کاملا مشابه همان لباس‌هایی است که آقای خاتمی داشت. آقای خاتمی سعی می‌کردند همیشه آراستگی لباس‌هایشان را حفظ کنند که این آراستگی می‌تواند روی رفتار تاثیر بگذارد.

غربی‌ها کراوات دارند و با آن این کار را می‌کنند. آقای خاتمی و روحانی سعی کردند در لباس روحانیت از آستر لباس منقبض‌تر استفاده کنند که این اتفاقات رقم بخورد. فکر می‌کنم تا آنجا که یادم است آقای خاتمی از آن دسته افرادی بودند که حداقل در دوره اولشان صداقت بیشتری داشتند. در دوره‌ی دوم، رئیس جمهورها مجبور می‌شوند درکل دست به کارهای دیگری بزنند.

نظرتان درباره آقای پوتین چیست؟ ایشان یکی از قدرتمند‌ترین سیاستمداران دنیاست. با رئیس‌جمهورهای زیادی مثل اوباما، ترامپ نشست و برخاست داشته است. چند سال پیش عکسی منتشر شد که نوع نشستن ایشان مقابل رهبری با سایر روسای جمهوری دنیا متفاوت بود. آقای رسایی نماینده پیشین مجلس هم در صفحه اینستاگرامی گفتند که نحوه نشستن پوتین مقابل رهبری حاکی از تسلط و برتری رهبری مقابل پوتین دارد شما این موضوع را چطور تحلیل می‌کنید؟

آقای رسایی روحانی اصوگرا این را گفتند؟ از کی ایشان متخصص زبان بدن شدند؟

اگر منظورتان همان عکسی است که از دیدار ایشان با رهبری آمده بود و با دیدارهای دیگر آقای پوتین در مقابل اوباما، در مقابل پادشاه عربستان و دیگری در مقابل نتانیاهو مقایسه شده بود، او در این ۳ عکس مثل همیشه پاهایش را باز گذاشته بود که به دلیل مدارجی است که در جودو دارد و جودوکاران به این گونه نشستن عادت دارند.

همیشه سرمای روسیه در چهره‌ی ایشان دیده می‌شود. منظورم آن خشکی سرمای روسیه است. تا آنجا که می‌دانم ایشان زیاد روی چهره‌شان بوتاکس انجام می‌دهند. یا حداقل در دوره‌ای این کار را انجام می‌دادند. البته مطمئن نیستم و باید بیشتر نگاه کنم. برای همین چهره‌ی او همیشه خشک است.

ما در سه عکس دیگر می‌بینیم که ایشان پاهایش را باز گذاشته و چهره‌اش خشک است. عکسی که مقابل رهبری است، بر سر صندلی نشسته‌، دست‌ها در هم گره شده و دوتا شست چسبیده به هم و رو به بالاست و چهره شاد و خندانی هم دارد.

یک نفری هم به اسم حمید رسایی آمد و گفت پوتین در مقابل سایر رهبران کشورهای دیگر، آن‌ها را آدم حساب نکرده و در مقابل رهبر انقلاب مثل یک بچه مودب در مقابل یک بزرگتر نشسته است. من این ها را نمی‌دانم باید چه اسمی برایش بگذارم. ولی واژه‌ای که در ذهنم می‌آید توهین است. توهین نه فقط به آقای پوتین که توهین هم به آقای پوتین و هم به رهبر انقلاب است. چرا؟ چون تملق است.

پوتین یعنی واقعا انقدر بچه است؟ روسیه از کشور ما بزرگتر است. تجارت و معادن بزرگتری دارد. پوتین سیاستمدار قدرتمندی است. یک انگشتی هم در گوش آمریکا می‌کند، توانایی‌اش را هم دارد. به نظر شما یک همچین آدمی می‌تواند به این شکل تغییر موضع بدهد که از یک نفر دیگر بترسد، بیاید و این کار را بکند؟

یا مثلا پوتین در مسائل سیاسی احترام بزرگتری و کوچکتری حالیش است؟ این حرف‌ها خیلی شوخی مضحکی است. مدل نشستن آقای پوتین پاهایش که باز بود، مثل همان موقعی که می‌نشیند تکیه می‌دهد. این که هیچ فرقی نمی‌کند. یک شادی حقیقی در چهره‌ی ایشان است. من نمی‌دانم این عکس دقیقا مربوط به چه زمانی است و در پی چه مذاکراتی بوده است.

سفر یک یا دو روزه‌ای بود که ۵ سال پیش آقای پوتین به تهران داشتند و با رهبر انقلاب دیدار کردند.

فکر می‌کنم ایشان از مذاکره یا توافقی که می‌کردند بسیار خشنود و راضی بودند. و شاید این خشنودی و رضایت دو طرفه باشد. از توافق به دست آمده راضی بوده، سر صندلی هم نشسته که به معنای آمادگی است. آمادگی برای این که حرفی بزنی و بیشتر توجه کنی. حالت نشستن ایشان حالت آمادگی دارد.

دست‌هایی که در هم گره شده، اضطراب خاصی وجود ندارد. دوتا شست اینگونه به هم چسبیده نشانه‌ای از هرم رو به بالاست. یعنی چه؟ یعنی انگشت شست به معنای قدرت است. پس ایشان چیزی را نباخته و احساس ضعف هم نمی‌کند. یک اتفاق خوبی رقم خورده و ایشان هم احساس رضایت دارد و خوشحال است.

آن چهره ای که من دیدم هیچ نشانه‌ای از ترس، اضطراب، کوچکتر و بزرگتری در آن دیده نمی‌شود.

پوتین

آقای ظریف به عنوان وزیر امور خارجه ایران، در برجام با کشورهایی مثل آمریکا و ۵ کشور مذاکره کردند و در نهایت برجام بدست آمد. می خواهم بدانم زبان بدن ایشان چه تفاوتی با رئیس جمهور دارند؟ اساسا زبان بدن آقای ظریف را چه طور تحلیل می‌کنید؟

وزیر امور خارجه به نظرم باید یک جوری سیاس‌تر از رئیس جمهور باشد. آقای ظریف آنقدر سیاس نیست. آنچه که در جوامع بین المللی تلاش کرده و بدست آورده، مثل زبانی که یاد گرفته، تلاش کرده و بدست آورده است. به همین دلیل ایشان احساسی عمل می‌کنند.

از چهره‌شان راحت می شود حالت‌های درونشان را فهمید. الان که با سران مملکت مشورت، صحبت و سکوت کردی و غیره، متخصصین به راحتی می‌توانند چهره‌ی ایشان را فریم فریم کنند و حالت درونی‌ او را بفهمند. چند مرده حلاج است؟ چپش پر یا خالی است؟

به طور مثال، من ویدئویی دارم که ایشان نشسته‌اند و خبرنگاری که فکر می‌کنم ژاپنی باشد، از آقای ظریف سوال می‌کند که ژاپن می‌خواهد در کشور شما سرمایه گذاری کند و عملا نمی‌تواند بخاطر بحث موشک‌ها، تسلیحات و مسائل این چنینی این کار را انجام دهد. شما چرا بحث موشکی را محدود نمی‌کنید تا این سرمایه‌ها بیاید و اقتصاد کشورتان را رونق ببخشد؟ آقای ظریف جواب بسیار کوبنده‌ای به ایشان می‌دهد. اما مسئله ای که هست، جواب کوبنده دادن همیشه کافی نیست.

سیاست و دیپلمات بودن خیلی اتفاق بزرگی است. چون طبیعتا وزیر امور خارجه به نسبت رئیس‌جمهور، تعاملات بیشتری با خارجی‌ها دارد. این مسئله سیاست خاصی می‌خواهد. چون سیاست‌ها و تفکرات لو می‌رود و نمی‌شود پاتک زد. آقای ظریف این را کم دارد. به دلیل اینکه برون‌ریزی‌های احساسی زیادی دارد. که البته نشان دهنده‌ی صداقت ایشان است.

ظریفمثلا در ویدئوها، ایشان وقتی درباره‌ی زمان جنگ که ما آن زمان چه مشکلاتی از نظر تسلیحاتی داشتیم صحبت می‌کنند، وقتی حرف از جامعه‌ی بین الملل می‌شود، چهره‌ی ایشان پر از نفرت می‌شود. این بسیار نکته‌ی منفی است. بخاطر اینکه آنها فکر می‌کنند اگر قدرت به دستشان برسد همه را به سلابه می‌کشند.

اول باید عقده‌های زمان جنگشان را خالی کنند. دومین موردی که یادم است، ایشان وقتی درباره‌ی موضوعی تاکید می‌کنند، طوری تاکید می‌کنند که ما به آن رنگ زمینه‌ی خطوط پایه احساسی می‌گوییم. خطوط پایه احساسی هر فرد منحصر به خودش است که خود  فرد در آن لحظه آن را رو می‌کند.

با همان حرکات درشت بدن،  وقتی به آخر صحبت‌هایش می‌رسد تاکید می‌کنند که از تسلیحات استفاده نخواهیم کرد، مگر وقتی به ما حمله شود. اما اینجا طوری این تاکید می‌آید که ۷-۸ بار کلمه هرگز را استفاده می‌کنند. اما در رفتار بدن به اندازه یک سوم کلام هم تاکید ندارد. این‌ها حرکات درشتی هستند. شما هرگز از پوتین  و پمپئو همچین حرکات و رفتاری را نمی‌بینید که انقدر بدنش را لو بدهد.

شما با ناجا هم سابقه همکاری داشتید. درباره‌ی پرونده‌ی آرمان و غزاله، به عنوان کسی که با متهم به قتل صحبت داشتید، زبان بدنی کسی که متهم به قتل است با کسی که سیاستمدار است چه تفاوتی دارد؟

اولین تفاوتی که می‌بینیم، متهم دست‌هایش بسته است اما سیاستمدار دست‌هایش باز است و می‌تواند دست‌های خیلی‌ها را ببندد. این تاثیر زیادی را در ناخودآگاه هرکس می‌گذارد. من آدم‌های متفاوتی را نه فقط آرمان داشتم.

خصلت انسان‌ها آنچه هست، روی رفتارشان تاثیر می‌گذارد. مثلا کسی را دیدم که متهم به قتل و در بند بوده اما بعضی از زورگویی‌ها را هنوز هم داشته است. ما آدم‌هایی را در سیاست می‌بینیم که می‌گوییم ای کاش به عنوان یک دیپلمات سلطه طلبی بیشتری داشت. این تفاوت‌ها بیشتر به این برمی‌گردد که آدم‌ها در جایگاه‌های مختلف چه تفاوت‌هایی دارند، در چه زمینه‌ای بزرگ شدند و بر روی تفکراتشان چه تاثیری می‌گذارد.

به همین دلیل آقای نجفی تا نیم ساعت قبل از قتل همسرشان شهردار سابق تهران بودند و در یک لحظه به قاتل تبدیل شده است. من می‌گویم همه‌ی ما می‌توانیم در یک ثانیه به یک قاتل تبدیل شویم. بخاطر همین از این زاویه نمی‌توانم تفاوتی قائل شوم. خیلی از تفاوت‌ها به موقعیت‌ها برمی‌گردد.

اگر منظورتان نوع دروغ گویی‌شان است، این بحث دیگر است. هیچکس به اندازه‌ی یک قاتل نمی‌تواند دروغ بگوید و هیچکس نمی‌تواند به اندازه‌ی یک قاتل حقیقت را بگوید. کسی که محکوم به قتل شده است و کسی که متهم به قتل است و قتل را هم انجام داده، برای جانش دروغ می‌گوید. کسی که قتل انجام نداده و اشتباهی به قتل مظنون شده است، او هم برای جانش حقیقت را می‌گوید.

من متاسفانه یا خوشبختانه پرونده‌های زیادی داشتم که همه‌ی شواهد طوری چیده شده بود که هر عقل سلیمی می‌گفت ایشان قاتل است. من وقتی بررسی می‌کردم می‌گفتم نمی‌توانم نشانه‌ای از قاتل بودن را در این آدم پیدا کنم اما چیزی هم ندارم که ثابت کنم.

این‌ها با کسی که تاجر، قمارباز و سیاستمدار است قابل مقایسه نیست. شباهت‌های ریزی است اما قابل مقایسه نیست و فکر می‌کنم قیاس مع الفارق باشد. یک شباهت بین همه‌ی ما وجود دارد و آن هم این است که دروغ را در لفافه‌ای از حقیقت می‌پیچیم و تحویل می‌دهیم.

مطالعه بخش اول مقاله

این مقاله در تاریخ 3 آبان 1399 در وب‌سایت انصاف‌نیوز منتشر گردیده است.

لینک مقاله

تحلیل زبان صورت و بدن کریمی و ساکت

تحلیل زبان صورت و بدن کریمی و ساکت در مناظره جنجالی نود

کریمی در جست و جوی حق و ساکت در تلاش برای پنهان کردن احساساتش

کریمی و ساکتمناظره برنامه نود که شاید یکی از جنجالی‌ترین برنامه‌های تاریخ این برنامه پر مخاطب تلویزیونی باشد، با موضوعات زیادی که توسط «کریمی» مطرح شد و پاسخ‌هایی از سمت دبیر فدراسیون فوتبال، به پایان رسید. با این حال و در ادامه تلاش می‌شود با تحلیل زبان صورت و بدن این دو نفر زوایای پنهانی از این مناظره را روشن کنیم. فارغ از این که در این مناظره حق با چه کسی بوده است، تلاش می‌کنیم از روی تصاویر، زبان بدن دو طرف را تحلیل کنیم. در ضمن چون حالت چهره ساکت در این برنامه ثابت بود فقط یک تصویر را از ایشان انتخاب کردیم.

عیل کریمی

 

خشم واضح «کریمی»

در این تصویر، خشم کریمی در واضح‌ترین حالت ممکن به نمایش درآمده است. جلو آمدن فک پایین، انقباض لب‌ها با باریک شدن لب بالا و انقباض پلک‌های پایین چشم نشان دهنده خشم شدیدی است که در چهره کریمی واضح است و می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد.

 

علی کریمیاطلاع «کریمی» از حقیقت‌ها

در سمت چپ این تصویر با کمک خط لبخند کنار بینی، یک مقداری تمسخر می‌بینیم. حالت سر که رو به بالاست به همراه ژست بدنی کریمی و ابروهایش که کمی بالا رفته، نشان دهنده غرور اوست. غروری که انگار می‌خواهد به طرف مقابل بگوید: «دست تو که برای من رو است و می‌دانم که حقیقت را نمی‌گویی».

 

علی کریمینگاه‌های تمسخرآمیز «کریمی»

در این تصویر، تمسخر پررنگ‌تر شده است. کریمی با این حالت می‌خواهد ادعا کند حقیقت ماجرا را می‌داند و تلاش ساکت بی‌فایده است. با این حال، نحوه نشستن و دست چپ «کریمی» که روی دسته صندلی است این پیام را به ما می‌دهد که او عصبی است و آرامش ندارد.

کریمی و ساکت

تلاش «ساکت» در پنهان کردن خشم

درباره این تصویر و به طور کلی درباره آقای «ساکت» باید گفت که آدم بسیار آرامی است، شاید به این دلیل که زیاد در جلسات این چنینی شرکت کرده یا چون آدم درون‌گرایی است یا هر دو. «ساکت» در این برنامه نشان داد که هیجاناتش کاملا درونی است و خیلی کم بیرونی می‌شود. در این تصویر، خشم و تمسخر «ساکت» هرچند که بسیار ظریف است و تلاش زیادی در پنهان کردنش دارد دیده می‌شود.

گوشه چپ دهان وی که به سمت بالاست و خط لبخندی که در یک طرف صورت عمیق‌تر شده نشان دهنده تمسخر و لب‌هایی که به هم فشرده شده و گوشه لب‌ها سفت شده است، نشان‌دهنده خشم است. باید پذیرفت که «ساکت» خیلی خوب توانست از پس وظیفه مذاکره کنندگی اش برآید.

کاری به این که حقیقت را گفته یا خیر نداریم ولی همین که آرامش خودش را به خوبی حفظ کرد یا اساسا چنین آدمی است، چهره خوبی از او در ذهن مخاطب به جا گذاشت.

کریمی و ساکت و فردوسی‌پور

تفاوت خنده «کریمی» و «ساکت» 

در این تصویر، واضح است که آقای ساکت و کریمی از هم فاصله گرفته‌اند که این رفتار معنادار است و به این ادبیات، فاصله جویی می‌گوییم. آدم‌هایی که تمایل ندارند با هم رابطه‌ای داشته باشند، این چنین کنار هم می‌ایستند.

با این حال، وضعیت سر «ساکت» که بالاست، نشان می‌دهد که خودش را بازنده نمی‌داند و غرور خودش را دارد اما دست چپ که روی میز است، نشان می‌دهد که این سطح از انتقاد باعث شده تا کمی احساس ضعف بکند اما تلاش می‌کند تا این احساسش را همچون تمام لحظات دیگر مناظره، پنهان کند و به خوبی در این زمینه موفق شده است.

درباره لبخند «کریمی» هم در این عکس باید گفت که لبخندش دروغین است و او همچنان عصبی است که از انقباض لب‌ها و به خصوص دست‌های به هم فشرده اش به راحتی می‌توان این ماجرا را فهمید. حالا شاید به دلیل دوربین یا هر مسئله دیگری تلاش می‌کند تا چهره دیگری از خودش نشان دهد که واقعی نیست.

کریمی برنده مناظره بود؟!

شاید بپرسید چرا مردم طبق نظرسنجی‌ها، «کریمی» را پیروز این مناظره می‌دانند؟ درباره عصبی بودن کریمی باید گفت که مردم می‌دانند او برون‌گراست و هیجاناتش را به راحتی بروز می‌دهد. با این حال، به نظر می‌رسد که او مسائلی را می‌داند اما مدرکی برای اثباتش ندارد و همین باعث اضطرابش شده است. در این بین، شاید نگرانی از آینده به دلیل حرف‌هایی که می‌زند، به صورت ناخودآگاه به سمت او آمده و استرسی شده باشد.

در همین شرایط، «ساکت» خیلی هوشمندانه یک سری مسائل واقع شده را مطرح کرد. بهتراست بگوییم این حق‌خواهی «کریمی» را مردم درک کردند و پذیرفتند که او آدم هیجانی است و به دلیل دروغ یا تهمت یا هر چیز دیگری مثل این‌ها عصبی نشده است، بنابراین از او راضی‌تر بودند.

این نظر کارشناسی به نوشته محسن عبداللهیان در تاریخ ۲۵ بهمن۱۳۹۶ در ضمیمه شماره ۱۹۷۵۸ زندگی سلام در روزنامه خراسان صفحه سوم منتشر گردیده است.

لینک مقاله

تحلیل زبان صورت و بدن کریمی و ساکت

سینماگران زبان صورت را یاد می‌گیرند

زبان صورت: آموختن حقیقت پشت کلام افراد

محسن عبداللهیان متخصص زبان صورت معتقد است که دانستن این علم حقیقت پشت کلام افراد را رو می‌کند، او قصد دارد تکنیک‌های زبان صورت را در قالب جلسات تخصصی به هنرپیشه‌های ایرانی آموزش دهد.

سینماگران زبان صورت را یاد می‌گیرند

محسن عبداللهیان متخصص علم زبان صورت در گفتگو با خبرنگار مهر درباره برپایی سلسله نشست‌های تخصصی آموزش زبان صورت در انجمن بازیگران سینمای ایران توضیح داد: زبان بدن علمی است که در ایران شناخته شده است و با دانستن این علم می‌توان از روی رفتار بدن انسان‌ها به واقعیت پشت کلام هر فرد پی برد اما صورت افراد هم دارای زبانی است که در ایران چندان شناخته شده نیست اما می‌توان با شناخت این علم از حقیقت پشت کلام هر فرد پرده برداشت.

او با بیان این که زبان صورت انسان‌ها قابل ترجمه شدن است، اضافه کرد: صورت انسان عضلاتی دارد که خیلی حرکات ریزی را در خود دارد و در کمتر از یک ثانیه حقیقت پشت کلام انسان را رو می‌کند. زبان صورت توانایی تشخیص حرکات چهره، حالات چهره و تعبیر و تفسیر آنهاست. مثلاً وقتی شما از حرف فرد دیگری ناراحت می‌شوید اما بنابر مصلحت لبخند می‌زنید، با دانستن علم زبان صورت است که می‌توان حالات غم و ناراحتی را در چهره شما دید.

عبداللهیان درباره ارتباط این علم با دنیای سینما بیان کرد: با توجه به این که این علم از طریق تشریح حرکات عضلات چهره انجام می شود، اگر هنرپیشه‌ها و دست اندرکاران سینما این علم را بیاموزند، دیگر نیازی نیست که همیشه حسی بازی کنند و می‌توانند به صورت تکنیکال به ایفای نقش بپردازند.

او ادامه داد: گاهی هنرپیشه حس می‌گیرد و مثلاً حالات غم و ناراحتی را دارد اما با دستور کات، برای بار دوم قادر نیست همان حس قبلی را به خود بگیرد و با یاد گرفتن این تکنیک می‌‍تواند به صورت تکنیکال حالت غم خود را حفظ  کند.

بازی و صورت

این متخصص زبان صورت یادآور شد: انسان دارای هفت حس اصلی و حرکات جانبی و تلفیقی در صورت خود است که می‌توان این حس‌ها را شناخت و ترجمه کرد.

او درباره میزان استفاده هنرپیشه‌های سینمای دنیا از این تکنیک‌ها توضیح داد: من آمار رسمی ندارم اما اگر چه گاهی در سینمای هالیوود و برخی آثار سینمای ترکیه شاهد استفاده از یکی دو تکنیک علم زبان صورت بوده‌ام اما به صورت کامل تاکنون در هیچ یک از آثار سینمایی دنیا ندیده‌ام که هنرپیشه‌ها همه این حالات را به کار گرفته باشد.

ما سعی داریم به شکل کامل زبان صورت را آموزش دهیم تا همه هنرپیشه‌ها بتوانند به صورت کامل از این تکنیک استفاده کنند.

عبداللهیان در خاتمه با اشاره به برپایی این جلسات تخصصی در انجمن بازیگران سینمای ایران گفت: ما سعی داریم به شکل کامل زبان صورت را آموزش دهیم تا همه هنرپیشه‌ها بتوانند به صورت کامل از این تکنیک استفاده کنند و به شکل حساب شده و برنامه‌ریزی شده آن را به کار بگیرند.

انجمن بازیگران سینماى ایران، اولین جلسه از سلسله  نشست‌هاى  تخصصى در سال ۱۳۹۳ خود را به موضوع بازى صورت اختصاص داده که با حضور محسن عبدالهیان در روز سه شنبه ۲۵ شهریور ساعت ۱۸ در محل خانه سینما، خیابان بهار جنوبى، کوچه سمنان برگزار مى‌شود. محسن عبداللهیان، اولین متخصص زبان صورت در ایران و داراى مدرک تخصصى شناسایى و تشخیص حس‌ها و حالات چهره از آمریکا است.

این گفت‌وگو در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۹۳ در سایت خبرگزاری مهر منتشر گردیده است. جهت بازدید از مقاله فوق می‌توانید به لینک درج شده در زیر مراجعه فرمایید.

لینک مطلب

محسن عبداالهیان متخصص تشخیص ریز حالت‌های چهره و زبان بدن، نویسنده کتاب زبان‌صورت اولین کتاب به زبان فارسی در زمینه تشخیص ریز حالت‌های چهره و مبتکر تنها نرم‌افزار آموزشی شناخت ریز حالت‌های صورت (شرح صورت) در ایران است.